سيد علي اكبر قرشي
47
قاموس قرآن ( فارسي )
مىشود . آيه در بارهء بيرون راندن يهود از اطراف مدينه است يعنى : اگر خدا بيرون رفتن را براى آنها ننوشته بود آنها را در دنيا جور ديگر عذاب ميكرد . . . جمح : شتاب رفتن . راغب گويد : اصل آن در اسب است ( اسب سركش ) كه نشاط و تند رفتنش طورى باشد كه راكب نتواند آن را باز دارد . در قاموس و اقرب نيز نظير آن گفته است ، مصدر آن جمح و جموح و جماح آمده ( قاموس ) * ( لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغاراتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَوَلَّوْا إِلَيْه وَهُمْ يَجْمَحُونَ ) * توبه : 57 اگر پناهگاه يا نهانگاهها يا گريز گاهى مييافتند شتابان و با نشاط بسوى آن رو ميكردند . مجمع البيان آن را شتاب رفتن معنى كرده و در ذيل اللغة فرموده : جماح تند رفتن است كه چيزى رونده را باز ندارد در نهج البلاغه هست « و صدّهم عن الحقّ و جماحهم فى التّيه » خطبهء : 179 و اعراضشان از حق و شتابشان در گمراهى . از اين مادّه در قرآن فقط صيغهء فوق هست . جمد : جامد : بىحركت . در اقرب الموارد هست « جمد الماء : قام » * ( وَتَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ الله الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّه خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ ) * نمل : 88 كوهها را بينى و بى حركت ميپندارى ولى چون رفتن ابرها همى روند ، كار خداست كه همه چيز را محكم كرده و از كارهايى كه - ميكنيد آگاه است . در بارهء اين آيه در « جبل » مفصلا صحبت شده است و اين كلمه فقط در اين آيه آمده است . جمع : گرد آوردن . * ( وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً ) * كهف : 99 در صور دميده مىشود پس آنها را به طرز مخصوص گرد آورديم * ( كَتَبَ عَلى نَفْسِه الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ . . . ) * انعام : 12 از اين آيه به نظر ميايد كه بوجود آمدن و مردن انسانها جمع شدن تا قيامت است